close
تبلیغات در اینترنت
روانشناسی و علوم تربیتی
loading...

سرزمین دانلود فایل های الکترونیکی

روانشناسی و علوم تربیتی

دانلود پروپوزال رابطه خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی در بین دانش آموزان مدارس تهران

محقق دانشگاه بازدید : 0 دوشنبه 23 فروردين 1395 نظرات ()
پروپوزال رشته روانشناسی و علوم تربیتی قابل ارائه برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 798
فرمت فایل doc
حجم فایل 91 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 21
پروپوزال رابطه خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی در بین دانش آموزان مدارس تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

 

پروپوزال رابطه خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی در بین دانش آموزان مدارس تهران

The Relation between self-Efficacy and Accademic Procrastination in the students of tehran

 

بی تردید رشد همه جانبه دانش آموزان از اهداف اصلی و مورد توجه نظام آموزش و پرورش كشور است. برای آنكه دانش آموزان در راه انجام وظایف خود موفق شوند، لازم است از جهات مختلف مورد توجه قرار گیرند. بسیاری از دانش آموزان به هر دلیل (منطقی یا غیر منطقی)، كاری را كه امروز باید انجام دهند، به فردا واگذار می كنند. در برخی آثار و نوشته های فارسی مربوط به این موضوع، از واژه های اهمال كاری، سهل انگاری، به تعویق انداختن كار و مسامحه كاری به عنوان واژه هایی معادل نام برده شده است (فرجاد، 1385).

بسیار اتفاق افتاده است كه دانش آموزان در انجام برخی كارهایشان دچار اهمال كاری می‌شوند. به عنوان مثال در انجام تكالیف و وظایف درسی خود اهمال می نمایند. تكالیف خود را با تاخیر ارائه داده و برای آن دلایلی ارائه می نمایند. گاهی برخی دانش آموزان با هرچه در مدرسه می گذرد، مخالفت می كنند. بر نظام آموزشی ایراد می گیرند و بر مقررات حاكم بر مدرسه خرده می گیرند. گاهی معلمان را مقصر می دانند، چون تكالیف مشكلی برای آنان تعیین نموده اند، گاهی والدین را مقصر می دانند،‌ چون آنها را به مدرسه برده اند. در واقع به جای اینكه از دست خود عصبانی باشند و خود را در اهمال كاری‌ها مقصر بدانند، همه تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

بسیار اتفاق افتاده است كه دانش آموزان، معمولا مطالب درسی را برای روزهای نزدیك به امتحان می گذارند، به عبارتی در طول سال تحصیلی به آن توجه نمی كنند و این كاری است كه زحمت آنها را چندین برابر می كند، از كجا معلوم كه در روزهای آخر، مشكلات حادتری پیش نیاید و آن گاه بر فرصت های از دست رفته حسرت نبرند؟ هرچند، اهمال‌كاری نزد بیشتر افراد رایج است و بسیار نادر هستند كسانی كه دچار این بیماری نباشند، با این وجود نمی توان به راحتی از كنار آن گذشت.

بحث درباره امروز و فردا كردن كار در قلمرو روان شناسی، مطلبی در خور توجه است. از این منظر اهمال كاری یعنی به آینده محول كردن كاری كه تصمیم به اجرای آن گرفته ایم (الیس و جیمز نال، 1985).نیز اهمال كاری به معنی طفره رفتن و تعلل ورزیدن بوده كه معنی تحت الفظی آن به تعویق انداختن كارها یا به تاخیر انداختن كار به روز دیگر است (دی سیمون، 1993). به نظر دایر (1997) اهمال كاری راه فرار از زیستن تا سرحد امكان در لحظات حال است. از دیدگاه برونو (1991) اهمال كاری هنر ادامه دادن دیروز و اجتناب از امروز است (گلشنی و دلالی، 1384).

ساتن (2009) معتقد است كه اهمال كاری منجر به انجام یك كار بی ثمر می شود. اهمال كاری سارق زمان است و باعث می شود كه فرد احساس گناه كند و نگاه دیگران نیز نسبت به او تغییر می كند (خسروی، 1388). مك كوینی (1986) می گوید : امروزه رفتارگراها معمولا اهمال‌كاری را به عنوان یك عادت آموخته شده كه از رجحان انسانی برای پاداش‌های كوتاه مدت ناشی می شود، تعریف می كنند (كرمی، 1388).

از دیدگاه گلدبرگ (1998) اهمال كاری به عنوان یك رفتار عادتی در نظر گرفته می شود كه شیوع فراوانی در جوامع مختلف دارد و روند رو به رشد آن بسیار گسترده است. این عادت، با تاخیر انجام دادن كار یا مسئولیت توام است و در نتیجه پیامدهای ناخوشایندی به همراه دارد. اگرچه ممكن است پیامدهای منفی این عادت در زندگی روزمره نباشد اما زیان‌های برخاسته از شیوع این رفتار در بین افراد گروههای مختلف مهم و قابل ملاحظه است و همین امر ضرورت جلوگیری از چنین رفتاری را نمایان می سازد(كرمی، 1388).

از انواع اهمال كاری های رایج، یكی اهمال كاری تحصیلی است. می توان گفت اهمال‌كاری تحصیلی یعنی به تعویق انداختن امور تحصیلی از جمله تكالیف درسی توسط دانش آموزان است. در بررسی های آماری كه در این مورد به عمل آمده،‌ معلوم شده كه علت عمده اهمال كاری تحصیلی در افراد، پرتوقعی و پایین بودن سطح تحمل آنهاست كه به خصومت و تنفر آنها از اشخاص می انجامد (الیس و جیمز نال، 1985).

از طرفی برای مقابله با اهمال كاری تحصیلی،‌ روش ها و شیوه های مختلفی وجود دارد. به عبارت دیگر برای تغییر عاداتی كه در دانش آموزان اهمال كار وجود دارد، می توان راهكارهای علمی و عملی ارائه نمود،‌ اندكی از دغدغه های ذهنی آنان را كاهش داد. بدین سان پژوهشگر با انجام این پژوهش به ارائه راهكارهایی برای مقابله با اهمال كاری تحصیلی دانش آموزان دوره‌ی متوسطه همت نموده است.

قبل از ادامه بحث، خاطرنشان می گردد موضوع اهمال كاری، علاوه بر آنكه در روان‌شناسی و حوزه های مرتبط با آن مورد عنایت قرار گرفته است،‌ در منابع اسلامی نیز از دیرباز مورد توجه بوده و در روایات و ادعیه درباره آن سخن به میان آمده است. به هر حال بحث اهمال‌كاری،‌ از جمله مباحث بسیار مهم است كه ریشه‌ی اخلاقی و روانی دارد و پژوهش پیرامون آن می تواند راهگشای بسیاری از اقدامات باشد.

الف: خودکارآمدی:

خودکارآمدی از دیدگاه نظریه شناختی:

خودکارآمدی (Self - efficacy) از نظریه شناخت اجتماعی (Social cognition theory) آلبرت باندورا (1997) روانشناس مشهور ، مشتق شده است که به باورها با قضاوت های فرد به توانایی های خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد. نظریه شناخت اجتماعی مبتنی بر الگوی علمی سه جانبه رفتار ، محیط و فرد است ، این الگو به ارتباط متقابل بین رفتار ، اثرات محیطی و عواملی فردی (عوامل شناختی ، عاطفی و بیولوژیک) که به ادراک فرد برای توصیف کارکردهای روان شناختی اشاره دارد ، تأکید می کند ، براساس این نظریه ، افراد در یک نظام علّیت سه جانبه برانگیزش و رفتار خود اثر می گذارند.

باندورا (1997) اثرات یک بعدی محیط بر رفتار فرد که یکی از فرضیات مهم روان شناسان رفتارگرا بوده است ، را رد کرد. انسان ها دارای نوعی نظام خود کنترلی و نیروی خود تنظیمی هستند و توسط آن نظام بر افکار ، احساسات و رفتارهای خود کنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند.

مفهوم خودکارآمدی:

خودکارآمدی یکی از مفاهیم مطرح شده در تئوری شناختی – اجتماعی بندورا می باشد که یک مفهوم اساسی در فهم رفتار انسان است. این مفهوم در زمینه های گوناگون از قبیل پیشرفت تحصیلی ، اختلالات عاطفی ، سلامت جسمی و روانی ، انتخاب شغل و تغییرات سیاسی – اجتماعی استفاده شده است. امروزه مفهوم خودکارآمدی یک متغییر کلیدی در روان شناسی بالینی ، تربیتی و اجتماعی ، رشد و سلامت و شخصیت محسوب می شود. (بندورا 1993-1995)

خودکارآمدی در چگونگی احساس ، تفکر و عمل افراد ، تفاوت هایی ایجاد می کند. در زمینه احساس ، خودکارآمدی پائین با افسردگی ، اضطراب ، درماندگی آموخته شده و عزت نفس پائین مرتبط است و در زمینه تفکر خودکارآمدی بالا ، فرآیندهای شناختی و عملکردهای تحصیلی را تسهیل می کند و در نهایت سطح خودکارآمدی با انگیزش عمل رابطه مستقیم دارد. (بندورا ، 1993)

ویژگی افراد خودآکارآمد:

افراد خودکارآمد تکالیفی که چالش انگیزی بیشتری دارند را انتخاب می کنند و هدف بزرگتری را بر می گزینند و پایداری بیشتری نسبت به آن اهداف از خود نشان می دهند. (شوارزر ، 1999)

افراد دارای باورهای خودکارآمدی بالا به توانایی هایشان در هر عملکرد اعتقاد دارند و به احتمال زیاد با تمام تلاش جهت موفقیت خود تلاش می کنند.

افراد با خودکارآمدی بالا حتی با وجود موانع و پیامدهای منفی پشتکار زیادی خواهند داشت آنها قادر هستند در ناکامی ها و ناامیدی ها کنار بیایند و بهتر به راه خود ادامه دهند ، آنها کمبود را نه به عنوان نتیجه پایانی بلکه فقط به عنوان یک عقب نشینی موقت قلمداد می کنند. این افراد همچنین رویکردشان به موقعیت هایی پر استرس با اطمینان عمل کردن است و آنها قادر خواهند بود استرس ها را قبل از شروع عملکردشان مهار کنند و در واقع افراد خودکارآمد آسیب پذیری نسبت به استرس و افسردگی را ندارند. (میجر ، 1992) (20)

افرادی که احساس خودکارآمدی بالا دارند دارای سلامت روان هستند ، در مواجهه با تکالیف مشکل به جای اجتناب از آنها با تکالیف چالش می کنند ، تعهد بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند ، شکست خود را بیشتر با تلاش ناپسند و دانش و مهارت ناقص اما جبران پذیر اسناد می دهند. هنگام مواجهه با مشکل به جای اضطراب و ترس ، احساس آرامش را تجربه می کنند ، دیدگاه گسترده ای از شیوه حل مسئله دارند ، بعد از شکست اعتماد تضعیف شده ی ، آنها به سرعت بهبود می یابد ، در انجام تکالیف علاقه مندی و درگیری بیشتری از خود نشان می دهند و به راه حل های خود اطمینان دارند ، در عین حال انعطاف پذیر هستند. (پاهارس ، 1999 ، بندورا ، 1993 ، وزیمرمن ، 1990 ، به نقل از قنبرزاده علمداری ، 1380)

افراد دارای خودکارآمدی بالا از نقاط ضعف و قوت خود مطلع اند ، آنها اهداف واقع بینانه انتخاب می کنند ، و از خود انتظارات معقولی دارند و از مزایای استفاده از مقابله متمرکز بر مشکل ، در مقابل مقابله متمرکز بر هیجان آگاه هستند.

افرادی دارای خودکارآمدی بالا بسیار جرأت مندند ، اجتماعی اند و عزت نفس بالایی دارند و نیز کنترل بیشتری بر زندگیشان دارند. (محمدخانی ، 1381)

مطابق گفته بندورا (1997) باورهای خودکارآمدی دارای سه بعد می باشند و از نظر سطح ، عمومیت و نیرومندی با هم تفاوت دارند و ثابت شده است که این ابعاد نقش مهمی در اندازه گیری خودکارآمدی دارند.

الف) سطح 1: اولین بعد خودکارآمدی سطح می باشد. کارآمدی یک فرد ممکن است در یک قلمرو در حد کارهای ساده ، متوسط و یا شاید سطوح سخت گردد. اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد ، انجام آن کار ساده بوده و هرکس ممکن است خودکارآمدی بالا در مورد انجام آن داشته باشند. (بندورا ، 1977)

ب) عمومیت: دومین بعد خودکارآمدی ، بعد تعمیم پذیری است ، افراد ممکن است در یک قلمرو یا بخش کوچکی از آن خود را خودکارآمد بدانند. عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تأثیر می پذیرد. شباهت فعالیت ها ، حیطه بروز آن ، کیفیت شرایط و خصوصیات افرادی که آن رفتار یا فعالیت مربوط به آنهاست. (بندورا ، 1997)

ج) نیرومندی: باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند.

اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند ، در برابر موانع آن را حفظ می نمایند. باورهای خودکارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشند ، دوام بیشتری می آورند و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کنند. (حمیدی پور ، 1377)

2- اهمال کاری:

اهمال کاری از ریشه لاتین Procrastinare به معنی به تعویق انداختن تا صبح گرفته شده است کاری که باید ترجیحاً اکنون انجام شود به زمان دیگری موکول می گردد. البته اهمال کاری ، باید از تأخیرهای برنامه ریزی شده ای که به دلایل موجهی صورت می گیرد و تنبلی متمایز گردد.

اسچارو ، وادگینس واولافسون (2007) از آن به عنوان تعویق عمدی کار یا وظیفه ای که باید تکمیل شود تعریف می کنند. از مظاهر اهمال کاری پدیدار شدن ویژگی یا صفت اهمال کاری در موقعیت تحصیلی است که در جهان و در بین دانش آموزان و دانشجویان پدیده ای شایع می باشد.

از تعاریف مختلف اهمال کاری می توان این گونه برداشت کرد که دو روش برای تفسیر اهمال کاری وجود دارد.

الف) اهمال کاری به عنوان یک رفتار (Behavior).

ب) اهمال کاری به عنوان یک ویژگی شخصیتی (Trait).

در ابتدا کسانی که در مورد اهمال کاری به پژوهش می پرداختند ، بیشتر به ویژگی رفتاری آن تمرکز می کردند و اهمال کاری را به عنوان رفتار اجتناب از یک تکلیف خاص در نظر می گرفتند (شونبرگ ، 2005) برخی از پژوهشگران (زاریک و استون بریکر ، 2009) اهمال کاری را به عنوان یک ضعف شخصیتی در نظر گرفته اند و بعضی ها به این نتیجه رسیده اند که افراد اهمال کار اعتماد به نفس پائینی دارند.

 

 

دانلود پروپوزال بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان

محقق دانشگاه بازدید : 3 دوشنبه 23 فروردين 1395 نظرات ()
روش تحقیق پژوهش حاضر از انواع همبستگی است پژوهشگر در این پژوهش بدنبال کشف رابطه هریک از متغیرهای هوش هیجانی در این پژوهش به عنوان متغیر پیش بینی و بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیرهای ملاک می باشد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 584
فرمت فایل doc
حجم فایل 165 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26
پروپوزال بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

 

پروپوزال بررسی رابطه ی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور رودهن سال 1394

یکی از پدیده های که در دهه ی اخیر مورد استقبال قرار گرفت پدیده هوش هیجانی بوده است که دلیل این امر توانای فرضی هوش هیجانی بالاتر در حل بهتر مسائل کاستن از میزان تعارفات بین انچه که انسان احساس میکند یا انچه فکر می کند یا همان تقابل عقل و احساس و مشاهده زندگی شاد و موفقیت امیز کسانی بوده که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی می توانند سبب افزایش میزان سلامتی –رفاه -ثروت- موفقیت عشق و شادی گردد ایمانی 1384 در بهزیستی روانی از جمله مفاهیم مهم و اساسی در روانشناسی است که محققان زیادی به ان توجه کرده اند .عوامل مختلفی می تواند بهزیستی روانی افراد را تحت تاثیر قرار دهند دانشجویان که اجزای اصلی دانشگاه را تشکیل می دهند زمانی می توانند در پیشرفت تحصیلی نیز از جمله مباحثی است که در محیطهای اموزشی بویژه در دانشگاه بیشترین اهمیت برخوردار است . محققان عوامل مختلفی را که بر بهزیستی روانی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد را مورد بررسی قرار داده اند . مفهوم نسبتا جدیدی که اخیرا مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است عبارت است از هوش هیجانی .شاید شکی نیست علاقه مندی به بررسی تاثیر این متغییر بر متغیرهای مهم و اساسی بهزیستی روانی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد؟

بسیاری از روانشناسان علاقمند ند با پژوهشهای خود این موضوع را بررسی کنند که ایا با استفاده از مولفه های هوش هیجانی میتوان به ارتقائ روان و پیشرفت دانشجویان پرداخت؟ گاروتر( 1983) اهمیت و ضرورت پژوهش: هوش هیجانی یکی از متغیرهای مهمی است که با بهداشت روانی و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد. توانای شخصی برای سازگاری و چالش با زندگی به عملکرد منسجم قابلیتهای هیجانی بستگی دارد. چرا برخی از مردم نسبت به بعضی دیگر از بهداشت روانی بهتر برخور دارند؟چرا برخی از مردم نسبت به برخی دیگر در زندگی موفق ترند؟چه عواملی این تفاوتها را رقم میزنند؟پاسخ به این سوالات لزوم بررسی مهارتهای هیجانی که تصور می شود موفقیت افراد را تبیین کند نشان می دهد احتمالا پیشرفت-موفقیت و کامیابی افراد می تواند ناشی از بهزیستی روانی و هوش هیجانی باشد. لذا با توجه به جنبه های کارکردی هیجان در بهزیستی روانی تحصیلی و کمک به فرد در جهت تامین بهداست روان بررسی این متغییرها در دانشجویان مهم وسودمند است. با توجه به این که هوش هیجانی مناسب بر بهزیستی روانی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد با توجه به این که اموزش به هوش هیجانی مناسب به افراد می تواند بر رفتار انها تاثیر بگذارد ضرورت کنترل مهارتهای هوش هیجانی بیشتر نمایان می شود.همچنین انجام تحقیقات اندک در این زمینه به ویژه در کشور و استان وجود داشته یافته های پراکنده در انجام این پژوهش ضرورتی مهم به نظر می اید نتایج این تحقیق کاربردی مفید برای مراکز مشاهده و دانشجویی دارد. همچنین با توجه به نقش و اهمیت این متغیرها در عملکرد تحصیلی و قابل تغیر بودن متغیرهای مورد مطالعه می توان با اموزه ها و ارائه راهکارهای صحیح بهزیستی روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان را افزایش داد.

 

 

دانلود پروپوزال رابطه شیوه‏‌های فرزند پروری و مسئولیت‏‌پذیری فرزندان

محقق دانشگاه بازدید : 3 پنجشنبه 19 فروردين 1395 نظرات ()
آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین و مسئولیت‏‌پذیری فرزندان رابطه وجود دارد؟
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 16
فرمت فایل docx
حجم فایل 163 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29
پروپوزال رابطه شیوه‏‌های فرزند پروری و مسئولیت‏‌پذیری فرزندان

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال رابطه شیوه‏‌های فرزند پروری و مسئولیت‏‌پذیری فرزندان

 

ما در کشوری زندگی می کنیم که برای رسیدن به استقلال وپیشرفت همه جانبه در زمینه های فردی واجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی ، علمی وفرهنگی به شخصیتهای رشد یافته وبه دلهای بیدار ومغزهای اندیشمند ودستهای ماهر وتوانا نیازمند است .چنین شخصیتها ومغزها ودلها ودستهایی باید تربیت شوند ونقش خانواده دارای اهمیت فوق العاده است .( گالاگر ، 1367 ) . هر خانواده شیوه های خاصی در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش دارد. این شیوه ها، شیوه های فرزند پروری[1] نامیده می شود. متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... می باشد( هاردی و پاور و جدیک[2]، 1993).

شیوه های فرزند پروری: اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و اقدامات والدین در قالب الگوهای خانوادگی یا سبک های فرزند پروری والدین نمود پیدا می کند. اینکه والدین کدام یک از انواع سبک های مختلف تربیتی را در خانواده اتخاذ کنند، خود تحت تأثیر عوامل گوناگونی است و بسیاری از شرایط محیط خانواده و فرهنگ غالب ناشی می شود. اما هدف همه ی سبک های فرزند پروری شکل دهی به شخصیت روانی و تقویت شایستگی فرزندان می باشد. اهمیت این دو هدف و توجه به دو بعد از رفتارهای والدین یعنی پذیرش در مقابل طرد و سخت گیری در مقابل سهل گیری موجب شده تا امروزه محققان در خصوص سبک های فرزند پروری والدین و تأثیراتی که هرکدام از آنها بر رشد فرزندان دارند به بحث و بررسی بپردازند و الگوهای مختلفی ارائه دهند. اما همه الگوها در این سه شیوه فرزند پروری خلاصه می شود:

الف- والدین قاطع و اطمینان بخش ( مقتدر[3]): والدینی که این الگوی فرزند پروری را دارند به فرزندان خود استقلال و آزادی فکری می دهند و آنها را تشویق می کنند و نوعی محدودیت و کنترل را بر آنها اعمال می دارند. در خانواده هایی با والدین مقتدر اظهارنظر و ارتباط اخلاقی وسیع در تعامل کودک و والدین وجود دارد و گرمی و صمیمیت نسبت به کودک در سطح بالاست( ماسن، کانگر و کاگان[4] 1370). فرزندان این خانواده از ثبات شخصیتی خوبی برخوردارند، اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی دارند. در مواجهه با مسائل زندگی پختگی بیشتری نشان داده و برای کنارآمدن با مشکلات بیشتر از شیوه های مقابله ای متمرکز بر مسئله استفاده می کنند( احدی 1373).

ب- والدین مستبد[5]: شیوه فرزند فرزند پروری استبدادی با ویژگی های توقع بالا و پذیرش پایین مشخص شده است. این والدین قوانین خود را به صورت انعطاف پذیری تحمل می کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و فرزند بد رفتار را تنبیه می کنند. ابراز محبت و صمیمیت آنها نسبت به فرزندان در سطح پایین است. آنها امیال فرزندان را درنظر نمی گیرند و عقایدش را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدینی ثبات روحی و فکری ندارند و خویشتن را بدبخت می پندارند. آنها زود ناراحت می شوند و در برابر فشارهای روانی آسیب پذیرند( هیبتی 1381). فرزندانی که در این خانواده ها تربیت می شوند رفتاری اجتماعی دارند، مودب، راستگو و دقیق هستند. اما از سوی دیگر افرادی شرمسار، مطیع، دارای هویت وابسته و متکی به دیگران، عزت نفس پایین و حساسیت بالا می باشند. اعمال اخلاقی آنها مبتنی بر ترس و تنبیه می باشد و در حضور عوامل تهدید کننده (والدین) بسیار درستکار هستند، اما به محض دوری از والدین ( تحصیل، اشتغال و ...) به راحتی به سوی انحرافات اجتماعی کشیده می شوند. زیرا درک درستی از باید ها و نباید های اجتماعی و اخلاقی پیدا نکرده اند( احدی 1373).

ج- والدین سهل گیر[6]: این والدین به صورت افراطی نسبت به فرزندان خود پذیرش و پاسخ دهی دارند، آنها توقعی از فرزندان خود ندارند و نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی فرزند خود سهل انگار هستند. در این خانواده ها نظم و ترتیب و قانون کمی حکم فرماست و پایبندی اعضا به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی کم است و هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد( استین برگ[7]، 1996). این خانواده ها نقطه مقابل خانواده های مستبد می باشند. هیچ الگوی تربیتی بر خلاف خانواده مستبد در این خانواده ها وجود ندارد. فرزندانی که در این خانواده ها رشد کرده اند اساساً لوس و ننر از خود راضی و پر توقع هستند و از دیگران انتظارات بیش از اندازه دارند. تاب و توان مقابله با مشکلات و ناملایمات و دشواریهای زندگی را ندارند. چرا که اساساً همیشه خواسته هایشان توسط والدین برآورده شده و شکست و ناکامی را تجربه نکرده اند. بنابراین در برابر ناملایمات زندگی به سرعت به روش های اجتنابی مانند اعتیاد متوسل می شوند. شخصیت ضعیف و شکننده، مسئولیت پذیری پایین، عدم قدرت تصمیم گیری و وابستگی به دیگران از ویژگی های فرزندان تربیت شده در چنین خانواده هایی می باشد( احدی 1373).

 


[1] -Parenting style

[2] -Hardy, Power and Jeadicke

[3] -Athoratative

[4] -Mussen, Conger and Kagan

[5] -Authoritarian

[6] -Permissive

فرضیه اصلی:

بین شیوه های فرزند پروری والدین و مسئولیت‏‌پذیری فرزندان رابطه وجود دارد.

فرضیات فرعی:

شیوه های فرزند پروری دموکراتیک بیشترین تأثیر مثبت را بر مسئولیت‏‌پذیری فرزندان دارند.

شیوه های فرزند پروری مستبدانه و آزاد منش کمترین تأثیر مثبت را بر مسئولیت‏‌پذیری فرزندان دارند.

فهرست مطالب پروپوزال

بیان مسئاله

اهمیت و ضرورت تحقیق

مرور ادبیات

جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق

اهداف تحقیق

سوالات

فرضیه ها

تعاریف

روش تحقیق

متغیرهای مورد بررسی

شرح کاملروش(میدانی، كتابخانه ‏ای) و ابزار

جامعه و نمونه آماری

روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها

دانلود پروپوزال رابطه‌ی شیوه های فرزند پروری و شخصیت با گرایش به اعتیاد

محقق دانشگاه بازدید : 9 پنجشنبه 19 فروردين 1395 نظرات ()
توجه به شیوه های فرزند پروری موثر در گرایش به سمت آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد نقش بسیار مهمی دارد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 3
فرمت فایل docx
حجم فایل 56 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22
پروپوزال رابطه‌ی شیوه های فرزند پروری و شخصیت با گرایش به اعتیاد

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال رابطه‌ی شیوه های فرزند پروری و شخصیت با گرایش به اعتیاد

 

هر خانواده شیوه های خاصی در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش دارد. این شیوه ها، شیوه های فرزند پروری[1] نامیده می شود. متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... می باشد( هاردی و پاور و جدیک[2]، 1993).

شیوه های فرزند پروری: اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و اقدامات والدین در قالب الگوهای خانوادگی یا سبک های فرزند پروری والدین نمود پیدا می کند. اینکه والدین کدام یک از انواع سبک های مختلف تربیتی را در خانواده اتخاذ کنند، خود تحت تأثیر عوامل گوناگونی است و بسیاری از شرایط محیط خانواده و فرهنگ غالب ناشی می شود. اما هدف همه ی سبک های فرزند پروری شکل دهی به شخصیت روانی و تقویت شایستگی فرزندان می باشد. اهمیت این دو هدف و توجه به دو بعد از رفتارهای والدین یعنی پذیرش در مقابل طرد و سخت گیری در مقابل سهل گیری موجب شده تا امروزه محققان در خصوص سبک های فرزند پروری والدین و تأثیراتی که هرکدام از آنها بر رشد فرزندان دارند به بحث و بررسی بپردازند و الگوهای مختلفی ارائه دهند. اما همه الگوها در این سه شیوه فرزند پروری خلاصه می شود:

الف- والدین قاطع و اطمینان بخش ( مقتدر[3]): والدینی که این الگوی فرزند پروری را دارند به فرزندان خود استقلال و آزادی فکری می دهند و آنها را تشویق می کنند و نوعی محدودیت و کنترل را بر آنها اعمال می دارند. در خانواده هایی با والدین مقتدر اظهارنظر و ارتباط اخلاقی وسیع در تعامل کودک و والدین وجود دارد و گرمی و صمیمیت نسبت به کودک در سطح بالاست( ماسن، کانگر و کاگان[4] 1370). فرزندان این خانواده از ثبات شخصیتی خوبی برخوردارند، اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی دارند. در مواجهه با مسائل زندگی پختگی بیشتری نشان داده و برای کنارآمدن با مشکلات بیشتر از شیوه های مقابله ای متمرکز بر مسئله استفاده می کنند( احدی 1373).

ب- والدین مستبد[5]: شیوه فرزند فرزند پروری استبدادی با ویژگی های توقع بالا و پذیرش پایین مشخص شده است. این والدین قوانین خود را به صورت انعطاف پذیری تحمل می کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و فرزند بد رفتار را تنبیه می کنند. ابراز محبت و صمیمیت آنها نسبت به فرزندان در سطح پایین است. آنها امیال فرزندان را درنظر نمی گیرند و عقایدش را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدینی ثبات روحی و فکری ندارند و خویشتن را بدبخت می پندارند. آنها زود ناراحت می شوند و در برابر فشارهای روانی آسیب پذیرند( هیبتی 1381). فرزندانی که در این خانواده ها تربیت می شوند رفتاری اجتماعی دارند، مودب، راستگو و دقیق هستند. اما از سوی دیگر افرادی شرمسار، مطیع، دارای هویت وابسته و متکی به دیگران، عزت نفس پایین و حساسیت بالا می باشند. اعمال اخلاقی آنها مبتنی بر ترس و تنبیه می باشد و در حضور عوامل تهدید کننده (والدین) بسیار درستکار هستند، اما به محض دوری از والدین ( تحصیل، اشتغال و ...) به راحتی به سوی انحرافات اجتماعی کشیده می شوند. زیرا درک درستی از باید ها و نباید های اجتماعی و اخلاقی پیدا نکرده اند( احدی 1373).

ج- والدین سهل گیر[6]: این والدین به صورت افراطی نسبت به فرزندان خود پذیرش و پاسخ دهی دارند، آنها توقعی از فرزندان خود ندارند و نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی فرزند خود سهل انگار هستند. در این خانواده ها نظم و ترتیب و قانون کمی حکم فرماست و پایبندی اعضا به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی کم است و هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد( استین برگ[7]، 1996). این خانواده ها نقطه مقابل خانواده های مستبد می باشند. هیچ الگوی تربیتی بر خلاف خانواده مستبد در این خانواده ها وجود ندارد. فرزندانی که در این خانواده ها رشد کرده اند اساساً لوس و ننر از خود راضی و پر توقع هستند و از دیگران انتظارات بیش از اندازه دارند. تاب و توان مقابله با مشکلات و ناملایمات و دشواریهای زندگی را ندارند. چرا که اساساً همیشه خواسته هایشان توسط والدین برآورده شده و شکست و ناکامی را تجربه نکرده اند. بنابراین در برابر ناملایمات زندگی به سرعت به روش های اجتنابی مانند اعتیاد متوسل می شوند. شخصیت ضعیف و شکننده، مسئولیت پذیری پایین، عدم قدرت تصمیم گیری و وابستگی به دیگران از ویژگی های فرزندان تربیت شده در چنین خانواده هایی می باشد( احدی 1373).

از آنجا که خانواده پایه و اساس هر جامعه می باشد. می توان ریشه مشکل اعتیاد را در ابتدا در خانواده مورد بررسی قرار داد و در خانواده آنچه مهم می باشد شیوه های فرزند پروری و شکل گیری شخصیت فرزندان می باشد. در این پایان نامه به بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری و شخصیت با گرایش به اعتیاد پرداخته می شود.

فرضیه اصلی

بین شیوه های فرزند پروری و ویژگی های شخصیتی با گرایش به اعتیاد رابطه معناداری وجود دارد.

زیر فرضیه ها:

1- بین شیوه های فرزند پروری (مستبدانه- سهل گیرانه و مقتدر) باگرایش به سوی اعتیاد رابطه وجود دارد.

2- بین شیوه های فرزند پروری (مستبدانه- سهل گیرانه و مقتدر) و ویژگی ها شخصیتی (اعتمادبه نفس- استرس- افسردگی- حساسیت فردی- افکار پارانویا و سایکوتیک) رابطه وجود دارد.

3- بین شیوه های فرزند پروری و ویژگی های شخصیتی با گرایش به اعتیاد رابطه وجود دارد.

 

دانلود پروپوزال بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با احساس تنهایی نوجوانان دختر

محقق دانشگاه بازدید : 0 پنجشنبه 19 فروردين 1395 نظرات ()
باتوجه به ماهیت پژوهش از ابزار پرسشنامه به عنوان وسیله انداره گیری و جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است در این پژوهش از مقیاس های زیر برای جمع آوری داده ها استفاده شد
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 7
فرمت فایل docx
حجم فایل 167 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 33
پروپوزال بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با احساس تنهایی نوجوانان دختر

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال بررسی رابطه سبک های فرزندپروری با احساس تنهایی نوجوانان دختر

 

سبكهای فرزند پروری به دو عامل بستگی دارد: پاسخدهی و توقع. پاسخدهی عبارت است از ابراز محبت، ملاحظه نیازهای كودك و استفاده از استدلال در تربیت بچه ها. توقع نیز ، میزان سفت و سخت بودن قواعد و توقع والدین از فرزندشان است(كاپلان، مترجم فیروزبخت، 1384). همانطور كه در پی می آید شیوه های فرزندپروری را با توجه به دو عامل فوق مورد بازبینی قرار می دهیم :

والدین قاطع و اطمینان بخش(والدین مقتدر)، هم برای رفتار خود مختارانه و هم رفتار منضبط اعتبار قایلند. آنان روابط كلامی را تشویق می كنند و وقتی از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده می كنند و كودك را از چیزی منع می كنند یا از او انتظاری دارند، برایش دلیل می آورند. كودكانی كه در این خانواده ها پرورش می یابند به تدریج به بلوغ شناختی و اجتماعی نزدیك می شوند و چیزی نمی گذرد كه باید برای زندگی خودشان قبول مسئولیت كنند. در واقع معین بودن هدفها و انتظام و تربیت امور خانوادگی، راه و رسم زندگی آنها را روشن می سازد. والدین قاطع و اطمینان بخش(مقتدر) علاوه بر عهده دار شدن نقش پدر و مادری، مسئولیت تربیت فرزندان را نیز تقبل می كنند و همواره سعی می كنند كه با كسب آگاهیهای تربیتی بیشتر از طرق مختلف، این كار را انجام دهند(فرضی گلفزانی، دكتر محمد اسماعیل، رئوفیان مقدم، عسگری مقدم، 1382). پدر و مادرهای مقتدر، طرفدار گفتگو هستند و دلایل سیاستهای خود را شرح می دهند. آنها با اینكه محدودیت قایل می شوند اما ملاحظه فردیت فرزندشان را نیز می كنند. این نوع پدر و مادرها آدمهای گرمی هستند و خودشان را بی خطا نمی دانند(بامریند، 1971، به نقل از كاپلان)

والدین خودكامه و مستبد بر خلاف والدین دموكرات، تحریك پذیر، انعطاف پذیر، زورگو، خشن و نسبت به نیازهای كودكان بی توجهند. به نظر آنان اطاعت بی چون و چرا یك فضیلت است. كودكانی كه والدین خود كامه دارند، كمتر به خود متكی هستند و نمی توانند به تنهایی كاری انجام دهند یا از خود عقیده ای داشته باشند. بیشتر متمایل به ساكت بودن، مؤدب بودن، خجالتی بودن و از نظر اجتماعی غیر مثبت بودن و درمانده بودن هستند. آنان معمولاً والدین خود را نا مهربان و سهل انگار می دانند و معتقدند كه انتظارات و تقاضاهایشان غیر منطفی و نادرست است. اما از اینكه بخواهند در چنین محیط خصومت آمیزی عرض اندام كنند، می ترسند. این وضعیت به رفتار نا مناسب، تعارض و روان رنجوری كه غالباً در چنین كودكانی یافت می شود، منجر می گردد(فرضی گلفزانی، دكتر محمد اسماعیل، رئوفیان مقدم، عسگری مقدم، 1382). پدر و مادرهای مستبد خیلی فرزندشان را كنترل می كنند ولی پاسخدهی آنان كم است(كاپلان، مترجم فیروزبخت، 1384)

پدر و مادرهای مساوات طلب، سهل گیر و بی بندوبار نیز نمی توانند نیازهای كودكان یا نوجوانان را برآورده كنند. بعضی از والدین اجازه می دهند كودك هر كاری كه می خواهد بكند. شاید به این دلیل كه كاری به كار كودك ندارند و یا اینكه اهمیتی به او نمی دهند. در این خانواده ها روابط اعضای خانواده آشفته و غیر انسانی است(سدورو، 1990، به نقل از فرضی گلفزانی، دكتر محمد اسماعیل، رئوفیان مقدم، عسگری مقدم، 1382). پدر و مادرهای سهل گیر از فرزندشان توقعی ندارند. آنها فرزندشان را تنبیه نمی كنند، ارتباط با آنها ساده است و تمایلی به جهت دادن به رفتار فرزندشان ندارند. فرزندان آنها خودشان رفتار خود را تنظیم می كنند. آنها زیاد بر رعایت قوانین تاكید نمی كنند. پدر و مادرهای سهل گیر فرزندشان را كنترل نمی كنند و از او توقعی ندارند ولی نسبتاً گرم و مهربانند(كاپلان، مترجم فیروزبخت، 1384)

ابتدا باید دید این شیوه های فرزند پروری، چه آثار دیگری بر تربیت كودك دارد و با چه اختلالات و بیماریهایی در والدین ارتباط دارد؟ سپس به بررسی یافته ها و نتایج پژوهشی خواهیم پرداخت.

به طور كلی فرزندان پدر و مادرهای مستبد، ناراضی، گوشه گیر و بی اعتمادند. فرزندان پدر و مادرهای سهل گیر، اتكا به نفس و خود گردانی ندارند و در پی اكتشاف محیط نیستند. فرزندان پدر و مادرهای بی توجه و طرد كننده احتمالا از سایر گروهها بدترند(شفر، 1996، به نقل از كاپلان). نوجوانان پدر و مادرهای طرد كننده و بی توجه در خطر مصرف مواد مخدر، بزهكاری و پرخاشگری هستند(لمبورن و همكارانش، 1991، مك كینون- لویس، استارنز، ولینگ و جانسون، 1997، به نقل از كاپلان) فرزندان والدین مقتدر بیش از همه اتكا به نفس و قدرت خود گردانی دارند و بیش از گروههای دیگر مكتشف و راضی هستند. آنها عزت نفس بیشتری دارند و تكانه های خود را بهتر كنترل می كنند(پایكاف و بروكس- گان، 1995،به نقل از كاپلان)

پس فرزندان پدر و مادرهای مقتدر ظاهراً موفق ترند. پدر و مادر های مقتدر، تركیبی از نظارت شدید(و معقول)، توجه به فردیت، اختیار دادن بجا و ارتباطی توأم با سعه صدر را نشان می دهند و به همین دلیل فرزندانی مستقل و قابل پرورش می دهند، آنها همچنین گرم و با ملاحظه تر از پدر و مادرهای مستبدند. پدر و مادرهای مقتدر از فرزندشان توقعاتی دارند اما گرم و مهربان، منطقی و با ملاحظه اند. ظاهراً بهترین حالت نیز همین توقع زیاد و تشویق تلاشهای مستقل فرزندان است. تا وقتی به كودكان فرصتی داده شود تا تواناییهایشان را پرورش دهند در چارچوبها و محدوده ها تصمیم گیری كنند، نظارت و كنترل پدر و مادرها لطمه ای به استقلال كودكان نمی زند. ولی نظارت و كنترل پدر و مادرهای مستبد موجب پرورش كودكانی می شود كه رضایت و قابلیت كمتری دارند و انسانهای ظنینی هستند. بنابراین مهربانی و نظم دو عنصر مهم در پرورش فرزندانی مستقل و قابل هستند (كاپلان، ترجمه فیروزبخت، 1384)

در پژوهشی كه فرضی گلفزانی و همكاران انجام داده اند نیز مشخص شد كه مادران كودكان عادی بیشتر از مادران كودكان دارای اختلال افسردگی به داشتن الگوی تربیتی مقتدر گرایش دارند و نیز طبق این پژوهش، مادران دارای اختلالهای افسردگی، اضطرابی و وسواس فكری و عملی بیشتر از مادران كودكان عادی از شیوه فرزند پروری مستبدانه در تربیت فرزندان خود استفاده می كنند. به نظر می رسد مادرانی كه به اختلالهای افسردگی، اضطرابی و وسواس فكری- عملی بودند برای شیوه های خشن انضباطی، پیروی بی چون و چرای كودك از مقررات و دستورات سخت و خشك و مستبد و تنبیه قهرآمیز در برابر اشتباهات، اهمیت بیشتری قایل هستند و كمتر به شیوه هایی چون گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال، تنبیه های ملایم در برابر اشتباهات كه از ویژگیهای شیوه مقتدر است، تكیه می كنند (فرضی گلفزانی، دكتر محمد اسماعیل، رئوفیان مقدم، عسگری مقدم، 1382)

سوال اصلی:

آیا بین سبک های فرزندپروری والدین با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

سوالات فرعی:

-آیا بین سبک فرزندپروری آزادگذاری با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

- آیا بین سبک فرزندپروری آمرانه با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

- آیا بین سبک فرزندپروری اقتدار منطقی با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

- آیا بین سبک فرزندپروری آزادگذاری با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

- آیا بین سبک فرزندپروری آمرانه با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

- آیا بین سبک فرزندپروری اقتدار منطقی با احساس تنهایی نوجوانان دختر رابطه معنی دار وجود دارد؟

 

دانلود پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری و شخصیت با خودکشی در نوجوانان

محقق دانشگاه بازدید : 3 پنجشنبه 19 فروردين 1395 نظرات ()
این پژوهش با توجه به هدف و روش جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی می باشد جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم مقطع متوسطه(شاخه نظری) منطقه 3 شهر تهران(2081 نفر) می باشد، که از بین این تعداد 325 دانش آموز(194 دختر و 131 پسر) به روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند در مرحله آخر پرسش نامه افکار خودکشی بک، بین تمامی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 5
فرمت فایل docx
حجم فایل 108 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 23
پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری و شخصیت  با خودکشی در نوجوانان

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری و شخصیت با خودکشی در نوجوانان

 

هر خانواده‌ای شیوه‌های خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به كار می‌گیرد، این شیوه‌ها كه شیوه‌های فرزندپروری[1] نامیده می‌شوند متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... می‌باشد(هاردی و همكاران[2]، 1993). شیوه‌های فرزندپروری یك عامل تعیین‌كننده و اثرگذار است كه نقش مهمی در آسیب‌شناسی روانی و رشد فرزندان بازی می‌كند. طبق دسته بندی بامریند شیوه های تربیتی والدین در یکی از سبک های فرزندپروری مستبدانه، مقتدرانه و سهل گیرانه قرار می گیرد. والدین مستبد معمولا دارای تعامل سرد همراه با کنترل زیاد با فرزندان هستند، در حالی که والدین مقتدر، کنترل همراه با رابطه گرم و پاسخگویی به فرزندان را شیوه خود می دانند. در مقابل والدین سهل گیر از فرزندان خود انتظارات اندکی داشته و هیچ گونه کنترل و پاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند(رجایی و همکاران، 1387). بحث در مورد هریك از مشكلات فرزندان بدون در نظر گرفتن نگرش‌ها، رفتارها و شیوه‌های فرزندپروری تقریبا غیرممكن است. همچنین روانشناسان مدت هاست عنوان کرده اند که عملکرد والدین بر شکل گیری افکار، رفتار و هیجانات کودکان تاثیر معناداری دارد. بر همین اساس نظریه ها و مکتب های زیادی به این مهم پرداخته اند. بر اساس مدل آسیب پذیری- استرس در آسیب شناسی روانی پژوهش های زیادی نقش عوامل مربوط به خانواده را به عنوان عامل زمینه ساز در آسیب پذیری فرد مورد بررسی قرار داده اند(هریس و کرتن[3]، 2002).

با توجه به نمونه های ذکر شده در بالا و با توجه به گستردگی دامنه عوامل مختلف فردی و اجتماعی موثر در خودکشی، در این پژوهش سعی شده است از میان عوامل محیطی- اجتماعی به عوامل مربوط به خانواده به ویژه سبک های فرزندپروری والدین پرداخته شود.

سوال اصلی:

آیا بین شیوه های فرزند پروری و شخصیت با خودکشی در نوجوانان رابطه وجود دارد؟

سوالات فرعی:

1- آیا بین شیوه های فرزند پروری (مستبدانه) باگرایش به خودکشی در نوجوانان رابطه وجود دارد؟

2- آیا بین شیوه های فرزند پروری (سهل گیرانه) باگرایش به خودکشی در نوجوانان رابطه وجود دارد؟

3- آیا بین شیوه های فرزند پروری (مقتدر) باگرایش به خودکشی در نوجوانان رابطه وجود دارد؟

4- آیا فراوانی افکار خودکشی در نوجوانان دختر نسبت به نوجوانان پسر بیشتر است؟

فهرست مطالب پروپوزال

بیان مسئاله

اهمیت و ضرورت تحقیق

مرور ادبیات

جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق

اهداف تحقیق

سوالات

فرضیه ها

تعاریف

روش تحقیق

متغیرهای مورد بررسی

شرح کاملروش(میدانی، كتابخانه ‏ای) و ابزار

جامعه و نمونه آماری

روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها

 

دانلود پروپوزال رابطه عزت نفس مدیران بر رضایت شغلی کارکنان

محقق دانشگاه بازدید : 4 پنجشنبه 19 فروردين 1395 نظرات ()
این تحقیق با توجه به اهداف آن كه به دنبال بررسی رابطه عزت نفس مدیران و رضایت شغلی کارکنان است كاربردی بوده و بر اساس چگونگی بدست آوردن داده های مورد نیاز در زمره تحقیقات توصیفی (غیر آزمایشی) و از نوع تحقیق همبستگی قرار دارد (سرمد وحجازی1380 ص40 )هدف روش همبستگی مطالعه حدود تغییرات یك یا چند متغیر با حدود تغیرات یك یا چند متغیر دیگر است(دلاور1381ص3
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 2
فرمت فایل docx
حجم فایل 156 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 28
پروپوزال رابطه عزت نفس مدیران بر رضایت شغلی کارکنان

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال رابطه عزت نفس مدیران بر رضایت شغلی کارکنان

بررسی رابطه عزت نفس مدیران بر رضایت شغلی کارکنان )مطالعه موردی جمعیت هلال احمر تهران)

رضایت شغلی,پایان نامه عزت نفس,پایان نامه رضایت شغلی,بررسی رابطه عزت نفس و رضایت شغلی کارکنان,بیان مسئله رضایت شغلی,عزت نفس، رضایت شغلی

بیان مسأله

جوامع امروزی را جوامع سازمانی می نامند زیرا در این جوامع انسان ها هر جایی كه زندگی می كنند و هر كاری كه انجام می دهند با سازمان های مختلف در ارتباطند و سازمان ها بخشی از زندگی روزانه همه مردم را تشكیل داده است.

امروزه نقش و اهمیت شخصیت مدیران در رشد و بقای سازمان امری شناخته شده است . سوالی که ذهن همه صنعتگران را به خود مشغول ساخته این است که آیا مدیران در شکل گیری خلاقیت و نوآوری کارکنان سهم دارند ؟ تنها می توانیم بگوییم که این روند توسط مدیران زمانی به بهترین شکل خود محقق می شود که اگر مدیران از سلامت و عزت نفس بالا برخوردار باشند ، می توان امیدوار بود که کارکنان بتوانند با رضایت شغلی بیشتر به انجام امر بپردازند .

بنابراین می توان اینگونه پنداشت که عدم تعادل روانی ؛ عزت نفس پایین و رضایت شغلی کم میتواند بر روند رو به رشد سازمان آثاری منفی بر جای می گذارد . لذا باید اطلاعاتی در باره این جنبه های شخصیتی و شغلی مدیران و کارکنان در اختیار داشت تا در صورتی که هر کدام از این جنبه ها نواقص و نقاط صعفی وجود دارد ، با اقدامات شایسته اصلاح و بهبود یابد . از همین رو در این پژوهش سعی شده که با مطالعه روی میزان عزت نفس مدیران و رضایت شغلی کارکنان به این امر مهم دست یابیم که سازمان چه تاثیری می تواند داشته باشد تا افراد از جمله مدیران و کارکنان بتوانند در آن به نحوه مطلوب انجام وظیفه نمایند .

فرضیه ‏های تحقیق:

1-بین عزت نفس مدیران و رضایت شغلی کارکنان رابطه معنی دار وجود دارد

2-میزان سن کارکنان در رضایت شغلی آنها تاثیر گذار است

3-بین میزان رضایت شغلی کارکنان زن و مرد در سازمان تفاوت معنی دار وجود دارد

4-میزان سابقه کاری مدیران بر میزان عزت نفس آنها تاثیر گذار است

فهرست مطالب پروپوزال

بیان مسئاله

اهمیت و ضرورت تحقیق

مرور ادبیات

جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق

اهداف تحقیق

سوالات

فرضیه ها

تعاریف

روش تحقیق

متغیرهای مورد بررسی

شرح کاملروش(میدانی، كتابخانه ‏ای) و ابزار

جامعه و نمونه آماری

روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها

 

 

دانلود پروپوزال بررسی میزان افکار خودکشی با توجه به شیوه های فرزند پروری در جوانان معتاد

محقق دانشگاه بازدید : 0 سه شنبه 10 فروردين 1395 نظرات ()
نتایج این تحقیق می تواند مبنای کار سازمان های بهزیستی، سازمان ستاد مبارزه با مواد مخدرو ادارات و سازمان های مرتبط با درمان و ترک اعتیاد باشد علاوه براین نتایجی این نوع تحقیقات می تواند راهگشایی باشد برای پژوهشگران و دانشجویان روانشناسی که در این زمینه به تحقیق خواهند پرداخت
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 0
فرمت فایل docx
حجم فایل 165 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29
پروپوزال بررسی میزان افکار خودکشی با توجه به شیوه های فرزند پروری در جوانان معتاد

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال بررسی میزان افکار خودکشی با توجه به شیوه های فرزند پروری در جوانان معتاد

انسان، چون موجودی اجتماعی است و در ارتباط با محیط های اجتماعی مختلف می باشد، از هر محیطی چیزی می آموزد تا در مجموع از فرد بدونِ هویت، تبدیل به شخصِ اجتماعی (نیک گهر، 1369) و دارای هویت اجتماعی گردد و طبیعی است که این فرد شهروندی مثمر ثمر برای جامعة خویش می شود. در گذر از شخص فردی بدون هویت به شخص اجتماعی، فعالیت جامعه پذیری نسبت به وی اعمال می شود. امر جامعه پذیری توسط منابع مختلف بر روی انسان عملی شده، و هر یک بخشی از شخصیت فرهنگی و اجتماعی شخصِ اجتماعی شده را می سازند. در این بین، خانواده در اکثر جوامع از جمله ایران بیشترین نقش را ایفا کرده، (پیاژه، 1981) که این نقش در رفتارها و نوع فرزند پروری آنها متبلور می شود.

رابطة والدین با فرزندان یا شیوه های فرزند پروری، در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بر دارد. تربیت اخلاقی و روانی، شناسائی، رشد و پیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها، آشنا کردن با قوانین و هنجارهای جامعه از دید والدین، از جملة این اهداف می باشند (اعزازی، 1376: 16). بنابراین مسئله شیوه فرزند پروری یکی از مسائل مهم و شایان توجه در مبحث روانشناسی می باشد که باید توجه بیشتری به آن و متغیرهای تاثیرگذار بر آن مبذول گردد.

شیوه های فرزند پروری: اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و اقدامات والدین در قالب الگوهای خانوادگی یا سبک های فرزند پروری والدین نمود پیدا می کند. اینکه والدین کدام یک از انواع سبک های مختلف تربیتی را در خانواده اتخاذ کنند، خود تحت تأثیر عوامل گوناگونی است و بسیاری از شرایط محیط خانواده و فرهنگ غالب ناشی می شود. اما هدف همه ی سبک های فرزند پروری شکل دهی به شخصیت روانی و تقویت شایستگی فرزندان می باشد. اهمیت این دو هدف و توجه به دو بعد از رفتارهای والدین یعنی پذیرش در مقابل طرد و سخت گیری در مقابل سهل گیری موجب شده تا امروزه محققان در خصوص سبک های فرزند پروری والدین و تأثیراتی که هرکدام از آنها بر رشد فرزندان دارند به بحث و بررسی بپردازند و الگوهای مختلفی ارائه دهند. اما همه الگوها در این سه شیوه فرزند پروری خلاصه می شود:

الف- والدین قاطع و اطمینان بخش ( مقتدر ): والدینی که این الگوی فرزند پروری را دارند به فرزندان خود استقلال و آزادی فکری می دهند و آنها را تشویق می کنند و نوعی محدودیت و کنترل را بر آنها اعمال می دارند. در خانواده هایی با والدین مقتدر اظهارنظر و ارتباط اخلاقی وسیع در تعامل کودک و والدین وجود دارد و گرمی و صمیمیت نسبت به کودک در سطح بالاست( ماسن، کانگر و کاگان 1370). فرزندان این خانواده از ثبات شخصیتی خوبی برخوردارند، اعتماد به نفس و عزت نفس بالایی دارند. در مواجهه با مسائل زندگی پختگی بیشتری نشان داده و برای کنارآمدن با مشکلات بیشتر از شیوه های مقابله ای متمرکز بر مسئله استفاده می کنند( احدی 1373).

ب- والدین مستبد : شیوه فرزند فرزند پروری استبدادی با ویژگی های توقع بالا و پذیرش پایین مشخص شده است. این والدین قوانین خود را به صورت انعطاف پذیری تحمل می کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و فرزند بد رفتار را تنبیه می کنند. ابراز محبت و صمیمیت آنها نسبت به فرزندان در سطح پایین است. آنها امیال فرزندان را درنظر نمی گیرند و عقایدش را جویا نمی شوند. کودکان دارای چنین والدینی ثبات روحی و فکری ندارند و خویشتن را بدبخت می پندارند. آنها زود ناراحت می شوند و در برابر فشارهای روانی آسیب پذیرند( هیبتی 1381). فرزندانی که در این خانواده ها تربیت می شوند رفتاری اجتماعی دارند، مودب، راستگو و دقیق هستند. اما از سوی دیگر افرادی شرمسار، مطیع، دارای هویت وابسته و متکی به دیگران، عزت نفس پایین و حساسیت بالا می باشند. اعمال اخلاقی آنها مبتنی بر ترس و تنبیه می باشد و در حضور عوامل تهدید کننده (والدین) بسیار درستکار هستند، اما به محض دوری از والدین ( تحصیل، اشتغال و ...) به راحتی به سوی انحرافات اجتماعی کشیده می شوند. زیرا درک درستی از باید ها و نباید های اجتماعی و اخلاقی پیدا نکرده اند( احدی 1373).

ج- والدین سهل گیر : این والدین به صورت افراطی نسبت به فرزندان خود پذیرش و پاسخ دهی دارند، آنها توقعی از فرزندان خود ندارند و نسبت به آموزش رفتارهای اجتماعی فرزند خود سهل انگار هستند. در این خانواده ها نظم و ترتیب و قانون کمی حکم فرماست و پایبندی اعضا به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی کم است و هر کس هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد( استین برگ ، 1996). این خانواده ها نقطه مقابل خانواده های مستبد می باشند. هیچ الگوی تربیتی بر خلاف خانواده مستبد در این خانواده ها وجود ندارد. فرزندانی که در این خانواده ها رشد کرده اند اساساً لوس و ننر از خود راضی و پر توقع هستند و از دیگران انتظارات بیش از اندازه دارند. تاب و توان مقابله با مشکلات و ناملایمات و دشواریهای زندگی را ندارند. چرا که اساساً همیشه خواسته هایشان توسط والدین برآورده شده و شکست و ناکامی را تجربه نکرده اند. بنابراین در برابر ناملایمات زندگی به سرعت به روش های اجتنابی مانند اعتیاد متوسل می شوند. شخصیت ضعیف و شکننده، مسئولیت پذیری پایین، عدم قدرت تصمیم گیری و وابستگی به دیگران از ویژگی های فرزندان تربیت شده در چنین خانواده هایی می باشد( احدی 1373).

هدف اصلی:

بررسی میزان افکار خودکشی با توجه به شیوه های فرزند پروری در جوانان معتاد

اهداف فرعی:

بررسی رابطه بین سبک فرزند پروری مقتدرانه والدین و افکار خودکشی جوانان معتاد

بررسی رابطه بین سبک فرزند پروری مستبدانه والدین و افکار خودکشی جوانان معتاد

بررسی رابطه بین سبک فرزند پروری آزاد گذار والدین و افکار خودکشی جوانان معتاد

 

دانلود پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری بر خلاقیت نوجوانان

محقق دانشگاه بازدید : 0 دوشنبه 09 فروردين 1395 نظرات ()
خلاقیت نوجوانان را در ابتدا در خانواده مورد بررسی قرار داد و در خانواده آنچه مهم می باشد شیوه های فرزند پروری و شکل گیری شخصیت فرزندان می باشد در این پایان نامه به بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری و خلاقیت نوجوانان پرداخته می شود
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 3
فرمت فایل docx
حجم فایل 155 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 25
پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری بر خلاقیت نوجوانان

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال رابطه شیوه های فرزند پروری بر خلاقیت نوجوانان

هرگونه استفاده برای نمره و یا ارائه مستقیم به استاد مورد تایید ما نمی باشد و شرعا و اخلاقا کار درستی نمی باشد لطفا از این پروژه برای آموزش و نمونه تحقیق استفاده شود.

این فایل توسط گروه مهندسین برتر(فایل یار) نگارش شده است و فروش بدون اجازه گروه شرعا حرام و قابل پیگیری حقوقی می باشد!

 رضایت مشتریان

بیان مسأله

یکی از مهمترین و اساسی ترین ویژگیهای انسان که موجب تمایز و برتری وی از دیگر موجودات گردیده خلاقیت است. اندیشه خلاق، قابلیتی است که می توان آنرا در تمامی ابعاد زندگی انسان مشاهده کرد. انسان بوسیله همین تفکر خلاق می تواند توانمندیهای خود را افزایش داده، مسائل و مشکلاتش را حل نماید و به سوی کمال و ترقی پیش رود.

داشتن افراد خلاق یکی از خواستها وآرزوهای هر خانواده وهر جامعه ای است ووجود افراد خلاق امری حیاتی به نظر می رسد. امروزه متخصصان امر تعلیم وتربیت ودانشمندان به این نکته پی برده اند که خلاقیت خصیصه ای نیست که تنها دراختیار معدود افرادی قرار گرفته باشدبلکه همه انسانها از خلاقیت بهره مند هستندولی امکان بروز و میزان رشد آن در افراد مختلف متفاوت است .طبق دستاوردهای علمی بشر گرچه انسان استعداد خلاقیت را با خود به همراه دارد اما پرورش این استعداد وفراهم آوردن زمینه ای برای بروز آن مستلزم تربیت است، تعلیم وتربیت اعم از رسمی وغیر رسمی نقش بسیار مهمی دراین زمینه ایفا می کند وازاین میان، نقش والدین تعیین کننده است .سازه ی مهم دیگری که سالهاست مرکز توجه روانشناسان تربیتی ودیگر متخصصین آموزش وپرورش بوده است پیشرفت تحصیلی می باشد که از نظر علمی وکاربردی دارای اهمیت است ویکی از عوامل مهم مقبولیت وپذیرش درکلاس درس است .لذا هرسال حجم وسیعی از مطالعات را به خود اختصاص می دهد و خانواده نخستین مسئول جامعه از نظر تکوین شخصیت ورشد وپرورش استعداد ها وخلاقیتهای فرزندان وپیشرفت تحصیلی وهمچنین از نظر سازگاری فرد با جامعه، دارای آثار وسیعی می باشد ، زیرا پی ریزی رفتار کودک در خانواده شکل می گیرد.

ما در کشوری زندگی می کنیم که برای رسیدن به استقلال وپیشرفت همه جانبه در زمینه های فردی واجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی ، علمی وفرهنگی به شخصیتهای رشد یافته وبه دلهای بیدار ومغزهای اندیشمند ودستهای ماهر وتوانا نیازمند است .چنین شخصیتها ومغزها ودلها ودستهایی باید تربیت شوند ونقش خانواده دارای اهمیت فوق العاده است .( گالاگر ، 1367 ) . هر خانواده شیوه های خاصی در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش دارد. این شیوه ها، شیوه های فرزند پروری[1] نامیده می شود. متأثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... می باشد( هاردی و پاور و جدیک[2]، 1993).

شیوه های فرزند پروری: اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و اقدامات والدین در قالب الگوهای خانوادگی یا سبک های فرزند پروری والدین نمود پیدا می کند. اینکه والدین کدام یک از انواع سبک های مختلف تربیتی را در خانواده اتخاذ کنند، خود تحت تأثیر عوامل گوناگونی است و بسیاری از شرایط محیط خانواده و فرهنگ غالب ناشی می شود. اما هدف همه ی سبک های فرزند پروری شکل دهی به شخصیت روانی و تقویت شایستگی فرزندان می باشد. اهمیت این دو هدف و توجه به دو بعد از رفتارهای والدین یعنی پذیرش در مقابل طرد و سخت گیری در مقابل سهل گیری موجب شده تا امروزه محققان در خصوص سبک های فرزند پروری والدین و تأثیراتی که هرکدام از آنها بر رشد فرزندان دارند به بحث و بررسی بپردازند و الگوهای مختلفی ارائه دهند. اما همه الگوها در این سه شیوه فرزند پروری خلاصه می شود:

از آنجا که خانواده پایه و اساس هر جامعه می باشد. می توان خلاقیت نوجوانان را در ابتدا در خانواده مورد بررسی قرار داد و در خانواده آنچه مهم می باشد شیوه های فرزند پروری و شکل گیری شخصیت فرزندان می باشد. در این پایان نامه به بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری و خلاقیت نوجوانان پرداخته می شود.

هدف اصلی:

بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری والدین و خلاقیت فرزندان

اهداف فرعی:

بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری دموکراتیک و خلاقیت

بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری مستبدانه و آزاد منش و خلاقیت

فهرست مطالب پروپوزال

بیان مسئاله

اهمیت و ضرورت تحقیق

مرور ادبیات

جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق

اهداف تحقیق

سوالات

فرضیه ها

تعاریف

روش تحقیق

متغیرهای مورد بررسی

شرح کاملروش(میدانی، كتابخانه ‏ای) و ابزار

جامعه و نمونه آماری

روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها

 

دانلود پروپوزال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش جوانان به مواد مخدر

محقق دانشگاه بازدید : 0 دوشنبه 09 فروردين 1395 نظرات ()
بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش جوانان به مواد مخدر کدامند؟
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل docx
حجم فایل 168 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 31
پروپوزال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش جوانان به مواد مخدر

فروشنده فایل

کد کاربری 2
کاربر

پروپوزال بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش جوانان به مواد مخدر

اعتیاد به مواد مخدر به عنوان جدی­ترین مسأله اجتماعی ایران، وجوه مختلف جامعه­شناسی، روان­شناسی، حقوقی، سیاسی و ... دارد. به اعتقاد تحلیل­گران اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر، به­عنوان یکی از مسائل پیچیده اجتماعی درعصر حاضر است که زمینه ساز بروز بسیاری از آسیب­ها و انحرافات اجتماعی می­باشد. به عبارت دیگر رابطه اعتیاد با مسائل اجتماعی ارتباطی دو جانبه است؛ از یک­سو اعتیاد، جامعه را به رکود و انحطاط می­کشاند و از سوی دیگر پدیده­ای است که ریشه در مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه دارد. اعتیاد گرایش فرد را به اصول اخلاقی و معنوی و ارزش­های اجتماعی کاهش می­دهد به­طوری که آسیب شناسان اجتماعی، اعتیاد را به مثابه « جنگ شیمیایی خانگی » و « جنگ بدون مرز » می­دانند. سازمان بهداشت جهانی مسأله مواد مخدر، اعم از تولید، انتقال، توزیع و مصرف را در کنار سه مسأله جهانی دیگر یعنی تولید و انباشت سلاح­های کشتار جمعی، آلودگی محیط زیست، فقر و شکاف طبقاتی، از جمله مسائل اساسی شمرده است که حیات بشری را در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در عرصه جهانی مورد تهدید و چالش جدی قرار می­دهد. ضرورت شناخت ابعاد و سطوح این مسأله اجتماعی زمانی عمیق­تر درک می­شود که بدانیم پدیده اعتیاد، متأثر از توسعه فن­آوری­های ارتباطی و رایانه­ای و باند­های مافیایی و دست­های پنهان است و از چنان پیچیدگی­هایی برخوردار شده که سازمان ملل متحد آن را از جرایم سازمان یافته تلقی و اقدام به صدور کنوانسیون­ها و پروتکل­های مختلف برای مقابله با آن ( کنوانسیون­های 1971، 1961، پروتکل اصلاحی 1972 و کنوانسیون 1988) نموده است. حجم گسترده تجارت و چرخش مالی مرتبط با قاچاق مواد مخدر در سطح جهان و نقش مافیای منطقه­ای و جهانی این موضوع را بسیار قابل تأمل کرده است(علی هاشمی،17:1383).

کشور ایران به دلیل شرایط خاص و هم­جواری با مراکز عمده تولید کننده مواد مخدر و قرار گرفتن در بهترین و کوتاه­ترین مسیر ترانزیت، در چند دهه اخیر گذرگاه انتقال مواد مخدر ازافغانستان به اروپا بوده است. وجود زمینه­های رشد و گسترش مواد مخدر در ایران و قاچاق آن که هم­اکنون به یک تجارت زیرزمینی تبدیل شده است، پیچیدگی اوضاع فعلی را فراهم ساخته است و می­رود تا به یک بحران اساسی در جامعه تبدیل شود. در عرصه ملی، کشور ایران به جهت ساختار جمعیتی، موقعیت ژئوپولتیکی و فقدان استراتژی و طرح جامع ملی مبارزه با عرضه، کاهش، تقاضا و درمان معتادان، به­عنوان یکی از آسیب ­پذیرترین کشورهای جهان در مقابل مسأله مواد مخدر است. گزارش­های آماری حاکی از گسترش فزاینده اعتیاد به مواد مخدر در ایران است. به­طوری که اعتیاد بعد از بیکاری و گرانی سومین معضل اجتماعی است. در مورد آمار معتادان در ایران، اعداد و ارقام مختلفی ذكر می­شود، بر اساس آخرین اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر، یك میلیون و 200 هزار نفر در ایران معتاد دائمی هستند و حدود 800 هزار نفر نیز به صورت تفننی مواد مخدر مصرف می­كنند كه البته با توجه به این­كه در همه جای دنیا تعداد افرادی كه به صورت تفریحی و تفننی مواد مخدر مصرف می­كنند بیش از معتادان دائمی است، اكثر كارشناسان به این آمار به دیده تردید نگاه می‌كنند(خبرگزاری فارس، 2:1385).

برآوردهای صورت گرفته نشان می­دهد که میزان خسارت­های اقتصادی – اجتماعی مستقیم و غیر مستقیم مواد مخدر و قاچاق آن در کشور سالیانه 700 میلیارد تومان است(صادقی ، 155:1382) و به طور متوسط بر اساس آمار سالیانه حدود 200 نفر از اعضای نیروی انتظامی کشور را در جریان مبارزات از دست می­دهیم(رئیس دانا، 105:1381)

طبق گزارشات در سال 1382، سن آغاز مصرف مواد مخدر در ایران به 14 تا 16 سال رسیده است(توسلی،9:1379) و سالانه 10٪ به تعداد معتادان افزوده می­شود. رشد اعتیاد تزریقی 30٪ است و این میزان تقریباً 5 برابر جمعیت کشور است(عبدی،135:1382).

هدف اصلی:

بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش جوانان به مواد مخدر

اهداف فرعی:

-بررسی آسیب شناسی اعتیاد وعلل اجتماعی مؤثر بر آن

- راهبرد عملی درعرصه مقابله بامواد مخدروکاهش تقاضای مواد مخدر

- فراهم نمودن تمهیدات لازم برای کاهش اعتیاد

تعداد صفحات : 8

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
فروشگاه فروش فایل تحقیق فایل پیشرفته ترین سیستم فروش فایلهای آموزشی ،تحقیقاتی،مقالات علمی وکاربردی باهزاران فایل درموضوعات مختلف بانازلترین قیمت ، پرداخت آسان باکلیه کارتهای عضوشتاب ودریافت آنلاین فایل
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 4987
  • کل نظرات : 22
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 22
  • بازدید امروز : 55
  • باردید دیروز : 79
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 243
  • بازدید ماه : 2,212
  • بازدید سال : 36,068
  • بازدید کلی : 53,993
  • کدهای اختصاصی